یتیمی درد بی درمونه دنیا غم نبودن سنگین بابا
لالالالالا بابا بابا کجایی....لالالالالا بابا پس کی میایی
لالالالالا بابا دردت بجونم ......لالالالالا بابا بی تو نمی مونم
جایه دستات خالیه روی شونهام ...رفتنت رو حالا باور می کنم
تا نفس دارم ...اره نمی تونم با نبودنت دارم دغ می کنم.....
لالالالالا بابایی...لالالالا بابا کجایی
بابا بی تو نمی تونم
یادته .... یادته وقتی دست تو رو از دستام گرفتی
اره یادته تو گفتی توی قلبم جا نداری اره یادته
یادته چشم حسرت رو به من کادو دادی...اره یادته
چقدر زود از یاد و خاطره ی تو رفتم
گم شدم توی عشق شیشه ای شکستم ...
اره یادمه...یادمه دروغایی که به من می گفتی..اره یادمه
می رم باشه می رم
می رم توی تنهاییام بمیرم .... بی تو اره بی تو توی زندونه خیاله تو اسیرم
دیگه دیگه می ره اون که می گفت دوستم داره ..داره می ره شاید یه روز بفهمه که دلم بی اون داره می میره
ای کاش که من می فهمیدم حرفهای تو همه اش دروغه افسوسو صد افسوس که نگات پیش منه اما دلت شلوغه....اما دلت شلوغه
خستم خیلی خستم تو رفتی بی صدا شکستم
سوختم اره سوختم دل به نگاه غیره بستم
می رم باشه می رم ...می رم توی تنهاییام بمیرم
می رم .....باشه می رم
این شعر رو برای مهیار یکی از دوستام گفتم دیروز خیلی دلش گرفته بود اخه یک نفر درحقش نامردی کرد...
تو که رفتی بی خیالش یکی باشه طلبت
فکر نکن اگه بری دلم میشه دربه درت
فکر نکن اگه بری عاشق مجنونت می شم
فکرنکن اگه بری خراب و دیوونت می شم
فکر نکن اگه بری خراب و داغونت می شم
یه جورایی اسیر این خونه و می خونه می شم
فکر نکن اگه بری دلو به دریا می زنم
یه جورایی خراب می شم ..یه جورایی اواره شم
باشه رفتی بی خیالش یکی باشه طلبت
فکر نکن اگه بری..........
اول به نام عشق ... دوم به نام تو ... سوم به نام مرگ
بر لوح شیشه ای قلبت بنویس :
یاد تو و عشق ... یاد من و مرگ
من نازنین احمدی ۱۶ ساله هستم و در مشهد مقدس زندگی می کنم
امسال میرم پیش دانشگاهی و رشتم انسانی هست
سروکارم با شعر و موسیقی است و عاشقشم
اینم درباره من سمانه خانم اگه چیزی دیگه خواستی من هستم
قربان شما
دوستت دارم برای همیشه
بنام حضرت حق
سلام دوستان
من نازنین نویسنده جدید وبلاگ هیراد عزیز هستم
می خوام بگم من عاشق کسی هستم که لنگه نداره
هیراد دوست دارم
اول نیست ولی بدونه که تا اخر عمرم عاشق هستم.....نازنین دوست دارم
نازنین
شب بارونیه اهواز شب غمناک ترانه ست
شب رگبار عزیزه خاطراته عاشقانست
می دویدیم زیر بارون زندگی تو مشت ما بود
هر نگاه تو شروع یکی از ترانه ها بود
چتر من روسریه تو..چتر تو بارونیه من
پرسه هامون دیدنی بود...ای همیشگی ترین زن
بی تو کوچه های اهواز لایق پرسه زدن نیست
غیر از این سایه خسته کسی هم پرسه من نیست
دوتایی باهم می خوندیم شعر اهنگهایه دور رو ...صدای ما تازه می کرد کوچه های سوتو کورو
حالا اون محله هارو پرسه می زنم دوباره ...بی تو اینجا چه غریبست...تودلم بارون می باره
بی تو کوچه های اهواز لایق پرسه زدن نیست غیر از این سایه خسته کسی هم پرسه من نیست
فقط گفتی یه کلام فراموشم کن ای یار
برو واسه همیشه برو خدانگهدار
چه جور دلت اومد تو ساده ازم گذشتی رفتی با یه غریبه رفتی تنهام گذاشتی
اخه بگو بی وفا رسمش نبود که بری نگفتی که من میمیرم چرا ازم گذشتی
خواستی به پات بیفتم ..اره به پات افتادم غرورمو شکستی هیچی بهت نگفتم
چه شبهایی که تاصبح واست من گریه کردم..تغاصه گریه هامو حالا از کی بگیرم
نانجیب
جایی نذاشتی واسه خوبی دورم زدی ای نانجیب
دوست دارم بکشمت ای روسیاهه دل پری
یکی از همین روزها می کشمت به اون خدا که بشه عبرت مردم نکن یارو رها
اونی که ادعا می کرد تا ته خط یاره منه حالا واسم ادم شده داره دارم میزنه
ای دختره ای پسره تو سری خام نشی تا بهت گفت که می خواتت سریع عاشقش نشی
کی می دونه تو دل اون نانجیب چی می گذره چه دروغا که نمی گه که بهت دست بزنه
ای دختره ای پسره تو سریع رام نشی تا بهت گفت که می خواتت سریع عاشقش نشی
کی می دونه تو دله اون نانجیب چی می گذره چه دروغا که نمی گه تا بهت دست بزنه
یکی از همین روزا می کشمت به اون خدا تا بشه عبرت مردم تا نکنن یارو رها


