تبليغاتX
موسیقی
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386
سلام از همه ی شما به خاطر محبتتون ممنون این اخرین اپ من هست.منتظر وبلاگ جدید من باشید .چند وقت نمیام.ودر چند ما اینده منتظر یه ترانه با صدای هیراد باشید می خوام یه ترانه بخونم.
 
لحظه لحظه تو رو خواستم ولی تو منو ندیدی
 
به تو تکیه داده بودم ولی تو ز من بریدی
 
چندباری گذاشتی رفتی هر دفعه با یه بهونه منو تنها جا گذاشتی تویه این وحشی زمونه
 
ارزومو به تو گفتم که بشی سنگ صبورم
 
 اما هیف دله تو سنگ شد زد به شیشه غرورم دیگه با درگاه عشقت ندارم راز و نیازی ....واسه من یه لحظه خوب بود تا بشم یه عمری رازی
نوشته شده توسط هیراد در 20:43 با موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه هجدهم شهریور 1386
تویه دنیا همیشه فقط یه بابا هست .....کاشکی می شد هیچ وقت ادم از دستش نمی داد...تا حالا شده یک بار با تمام وجود به اون نگاه کنید.............................

یتیمی درد بی درمونه دنیا غم نبودن سنگین بابا

 

لالالالالا بابا بابا کجایی....لالالالالا بابا پس کی میایی

 

لالالالالا بابا دردت بجونم ......لالالالالا بابا بی تو نمی مونم

 

جایه دستات خالیه روی شونهام ...رفتنت رو حالا باور می کنم

 

تا نفس دارم ...اره نمی تونم با نبودنت دارم دغ می کنم.....

 

لالالالالا بابایی...لالالالا بابا کجایی

                           بابا بی تو نمی تونم

نوشته شده توسط هیراد در 19:5 با موضوع: | لینک ثابت |

چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386
از تمامی شما بخاطر این همه  محبت ممنونم...............

یادته .... یادته وقتی دست تو رو از دستام گرفتی

 

اره یادته تو گفتی توی قلبم جا نداری  اره یادته 

 

یادته چشم حسرت رو به من کادو دادی...اره یادته

 

چقدر زود از یاد و خاطره ی تو رفتم

 

گم شدم توی عشق شیشه ای شکستم ...

 

اره یادمه...یادمه دروغایی که به من می گفتی..اره یادمه

نوشته شده توسط هیراد در 11:27 با موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه چهارم شهریور 1386
از اینکه از شعر من دیدن کردید ممنون .شاید این اخرین شعر من باشه ...خیلی خستم می خوام برم بعضی وقتها ادم ها چیزهایی رو حس می کنن.که باید رفت.من برای مدتی دارم می رم اراک خیلی دلم گرفته....

 

می رم  باشه می رم 

 می رم توی  تنهاییام بمیرم .... بی تو اره بی تو توی زندونه خیاله تو اسیرم

دیگه دیگه می ره اون که می گفت دوستم داره ..داره می ره شاید یه روز بفهمه  که دلم  بی اون داره می میره

ای کاش که من می فهمیدم حرفهای تو همه اش دروغه افسوسو صد افسوس که نگات پیش منه اما دلت شلوغه....اما دلت شلوغه

خستم خیلی خستم تو رفتی بی صدا شکستم

سوختم اره سوختم دل به نگاه غیره بستم

می رم باشه می رم ...می رم توی تنهاییام بمیرم

می رم .....باشه می رم

 

نوشته شده توسط هیراد در 18:12 با موضوع: | لینک ثابت |

جمعه نوزدهم مرداد 1386

این شعر رو برای مهیار یکی از دوستام گفتم دیروز خیلی دلش گرفته بود اخه یک نفر درحقش  نامردی کرد...

 

 

تو که رفتی بی خیالش  یکی باشه طلبت

 

فکر نکن اگه بری دلم میشه دربه درت

 

فکر نکن اگه بری عاشق  مجنونت می شم

 

فکرنکن اگه بری خراب و دیوونت می شم

 

فکر نکن اگه بری خراب و داغونت  می شم

 

یه جورایی اسیر این خونه و می خونه می شم

 

فکر نکن اگه بری دلو به دریا می زنم

 

یه جورایی خراب می شم ..یه جورایی اواره شم

 

باشه رفتی بی خیالش یکی باشه طلبت

 

فکر نکن اگه بری..........

نوشته شده توسط هیراد در 21:10 با موضوع: | لینک ثابت |

دوشنبه پانزدهم مرداد 1386

اول به نام عشق ... دوم به نام تو ... سوم به نام مرگ

بر لوح شیشه ای قلبت بنویس :

یاد تو و عشق ... یاد من و مرگ

 

من نازنین احمدی ۱۶ ساله هستم و در مشهد مقدس زندگی می کنم

امسال میرم پیش دانشگاهی و رشتم انسانی هست

سروکارم با شعر و موسیقی است و عاشقشم

اینم درباره من سمانه خانم اگه چیزی دیگه خواستی من هستم

قربان شما

دوستت دارم برای همیشه

نوشته شده توسط نازنین در 17:17 با موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه یازدهم مرداد 1386

بنام حضرت حق

سلام دوستان

من نازنین نویسنده جدید وبلاگ هیراد عزیز هستم

می خوام بگم من عاشق کسی هستم که لنگه نداره

هیراد دوست دارم

::::ãÌãæÚå ÍÈ ÇáÈÑíÏíå::::::::ãÌãæÚå ÍÈ ÇáÈÑíÏíå::::
نوشته شده توسط نازنین در 20:26 با موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه چهارم مرداد 1386
این شعر تقدیم به تنها کسی که همیشه عاشقش بودم...گرچه دیگه مثل

 اول نیست ولی بدونه که تا اخر عمرم عاشق  هستم.....نازنین دوست دارم

                                                      نازنین

شب بارونیه اهواز  شب غمناک ترانه ست

شب رگبار عزیزه خاطراته عاشقانست

می دویدیم زیر بارون زندگی تو مشت ما بود

هر نگاه تو شروع یکی از ترانه ها بود

چتر من روسریه تو..چتر تو بارونیه من

پرسه هامون دیدنی بود...ای همیشگی ترین زن

بی تو  کوچه های اهواز لایق پرسه زدن نیست

غیر از این سایه خسته کسی هم پرسه من نیست

دوتایی باهم می خوندیم شعر اهنگهایه دور رو ...صدای ما تازه می کرد کوچه های سوتو کورو

حالا اون محله هارو پرسه می زنم  دوباره ...بی تو اینجا چه غریبست...تودلم بارون می باره

بی تو کوچه های اهواز لایق پرسه زدن نیست غیر از این سایه خسته کسی هم پرسه من نیست

نوشته شده توسط هیراد در 20:7 با موضوع: | لینک ثابت |

یکشنبه سی و یکم تیر 1386
وقتی نازت می کردم برای اخرین بار گفتم نرو عزیزم نگو خدانگهدار

فقط گفتی یه کلام فراموشم کن ای یار

برو واسه همیشه برو خدانگهدار

چه جور دلت اومد تو ساده ازم گذشتی رفتی با یه غریبه رفتی تنهام گذاشتی

اخه بگو بی وفا رسمش نبود که بری نگفتی که من میمیرم چرا ازم گذشتی

خواستی به پات بیفتم ..اره به پات افتادم غرورمو شکستی هیچی بهت نگفتم

چه شبهایی  که تاصبح واست من گریه کردم..تغاصه گریه هامو حالا از کی بگیرم

 

 

نوشته شده توسط هیراد در 20:25 با موضوع: | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386
همیشه در زندگی سعی کن مراقب باشی  مراقب خیلی از نارفیقها

                                                                                   نانجیب

 

جایی نذاشتی واسه خوبی دورم زدی ای نانجیب

دوست دارم بکشمت ای روسیاهه دل پری

یکی از همین روزها می کشمت به اون خدا که بشه عبرت مردم   نکن یارو رها

اونی که ادعا می کرد تا ته خط یاره منه حالا واسم ادم شده داره دارم میزنه

ای دختره ای پسره تو سری خام نشی تا بهت گفت که می خواتت سریع عاشقش نشی

کی می دونه تو دل اون نانجیب چی  می گذره   چه دروغا که نمی گه که بهت دست بزنه

ای دختره ای پسره تو سریع رام نشی تا بهت گفت که می خواتت سریع عاشقش نشی

 کی می دونه تو دله اون نانجیب چی می گذره چه دروغا که نمی گه تا بهت دست بزنه

یکی از همین روزا می کشمت به اون خدا تا بشه عبرت مردم تا نکنن یارو رها

 

نوشته شده توسط هیراد در 19:30 با موضوع: | لینک ثابت |